| تهران --°

سرود دراین شبهای تنهای

(۴.۹ از ۵)
20px
اشتراک

دراین شبهای تنهای
دراین شبهای تنهای
توراخواهم که همراهی
منوباخود ببرعاشق
نمانده درمن آهی
پریشانم زهرراهی
که بی تو می روم گاهی
که می بینم خرابیهاست
دراین پرواز تنهای
زمانی باتو میمانم
پرازعشق هست مینای
زتو باید بنا گردیم
همین هست قصه هرجای
توهستی قادر مطلق
بجز توواژه رسوای
چرا ها از تو می دانم
پراز زخم هست جانهای
رها گردان تومیدانی
چه هست درما پنهانی
شفاها ازتو می اید
تویی قادر که درمانی
بخوان ماراشفا گردیم
که درماهست گناهانی

⏳ در حال جستجو...

⭐ به این شعر امتیاز دهید

4.0 (1 نفر)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *