خوشاآنان که دست گیرندفقیران
رهاند خداوند بلاشان
نگه میدارد آندم زنده باشند
که دشمن قادر نیست تا بپاشند
شفا می بخشد درد ایشان
خوشی می آید درزندگیشان
خداوندا گناه کردم برتو
تورحم کن شفا ده ازنو
تمام دشمنان درانتظارند
که نامم گم شودازهستی تو
به ظاهر آیند بینند من را
ولی دانم که بامن نیستند همرا
همش گویند سخن درباری من
مرادشمن هستند نیستند تن
همه گویند میمیردازاین درد
دیگر برنخیزد زبستر
وحتی آنکه بامن بهترین بود
به جمع دشمنانم همنشین شد
خدا یا رحم کن من را بپادار
جوابی دهم دشمن ازاین کار
یقین دارم تو هستی حافظ من
نمی گذاری بیفتم دست دشمن
تودیدی با توام کردی قائم
توهستی قادرم تاانتهایم
مبارک باد برتوای خدایم
تویی پاینده تر ازهرنگایم