چنان برتودارم شتابی
مثال آهوی تشنه کامی
دلم درتشنگی تو سوزد
مراسیراب گردان باحضورت
چنان اشگ میریزم برایت
دلم میخواد باشم پیش پایت
همه پرسند کجا هست خدایت
نمی شناسند تورا جانم فدایت
چویاد آید مراآن زمانی
هدایت گربودم درمکانی
همه آوازمیخواندیم برایت
دلم ازشادی پربود برایت
نمی دانم چراافسرده حالم
زمشکل غرق گشتم درچه حالم
امیدم برتوهست ای تکیگاهم
دوباره برمیگردم به جایم
نجات ازتوهست درنگاهم
شکسته دل غریبی اینجایم
توراخوانم ازاردن خدایم
بیاد آرم تورادرلحظه هایم
گذشته ازسرم غم هست صدایم
احاطه کرده اندغمها رایم
خداوندا محبت کن برایم
شوم آسوده شکرت نمایم
توهستی قبله وتکیگایم
فراموشم کردی ای خدایم
پریشانم زظلم دشمنانم
نمک پاشیده اند برزخمهایم
همش پرسند کجا هست خدایم
نمی دانم چراافسرده حالم
زمشکل غرق گشتم درچه حالم
امیدم برتوهست ای تکیگاهم
دوباره بر میگردم به جایم
نجات ازتو هست درنگاهم