کشیدم انتظار فراوان
زدم فریادباعشق برتویزدان
رهانیدی مراازچاه کتمان
نهادی پایم محکم برایشان
سرودی تازه دادی دهانم
توراشکر گویم مهربانم
شنیدن بسیارمردم صدایت
شدن ترسان توکل ازتوخواهند
چه خوشبختندکسانی باتوهستند
بجز توبرکسی دل نبستند
توکردی کارهای عجیبی
به فکرمابودی درغریبی
زبانم قاصر هست تابگویم
زیادندتک به تک تاشکرگویم
نخواستی هدیه ای ازمن برایت
تو بخشیدی گناهم درپناهت
توبازکردی زحرفهاگوشهایم
چه گویم توهستی آشنایم
ازاین پس سربه طاعت گذارم
هر آنچه گفته شد دردل سپارم
خدایا من چقدردوست دارم
هرآنچه گفته ای بردل سپارم
روم درجماعت ازتوگویم
دیگرساکت نمانم آبرویم
به هرجا میرسم ازتوگویم
توهستی آنچه دردل جویم
خدایا لطف خودازمن مگیری
همیشه با من باش تو قدیری
که دارم من گناهان زیادی
احاطه کرده اندنیست نجاتی
ندارم دردل آرامش بسیار
سرافکنده گشتم من دراین کار
خدایا رحم کن تو نجاتی
رهایم کن ازاین رندان قاتی
که دارند قصد جانم این جماعت
سرافکنده شوند ازتورحمت
وآنهایی که می خندندبرمن
خجل گردان شوند دربند
وآنهایی که دل برتوبستند
توشاد گردان تورا میپرستند
چه آنهایی تورادوست دارند
همیشه تو را در دل دارند
زبان می گشایند به شکرت
که میگویندبزرگ هست این قدرت
من هستم حقیر ودرمانده
تفکر می کنی هیچ زبنده
توهستی نجاتم ای خداوند
مکن تاخیررهایم کن ازاین بند