تابه کی دورم از افکار تو
شرح حال خویش می گویم به تو
پرشدم از غم نماند میخانه ای
من شکستم در خود ویرانه ای
هرکسی بیند مراخندد به این حال من
مرگ هم درمانگرم نیست دراحوال من
تو نظر کن براین رفته زیاد
تواجابت می کنی هرفریاد
بارالهی توفراموشم مکن
برتومن امید دارم زیاد
می سرایم نام تو عاشقم
توخوبی می کنی درهردمم