کسانی اندیشند خدا نیست
چو گویند از تعفون رهانیست
تمام کارهاشان حیله آید
همه افکارشان زشتی برآید
خداوند چشمانش بر همه هست
ببیند شخصی هست طالب اوست
همه سرگرم درکارهای خویشند
یکی هم طالبش دیگر نیست
نمی شناسندمرااین بدکاران
چرا می بلعند قوم من را
ولی روزی صبرم بر آید
درستکاران راآرم پناهی
مگریادم رود این قوم تنها
به شادی آورم دوراز غمها
همه گویند باهم یک صدا
توهستی ای خداوند صخری ما
ا