| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۶۰ از ۵۱۰

60

آن خدائی که درماقادراست

می داند درماچه باوراست

امتحان هست او مارارهبراست

یک نفردورویکی نزدیکتراست

فکرمکن آمدکسی گفت ازخدا

باخداهست اودارد پناه

دل راآئینه کن بهردعا

برتوعریان میشود راه خدا

جزعیسی مانداریم هیچ نام

درنامش پاک کن دل راتمام

تازمانی پاک نگردی چون خام

درخداراهی نداری حرام

ازعشقم گویم توبدان

اوتوراعاشق هست چنان

اوجان داد خونش گردد روان

ما پاک گردیم ازگناه مان