| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۵۹ از ۵۱۰

59

ثروتمندان این سرا

مفلسند پیش خدا

جمع کردن درخود کاه را

خالی رفتن تمام راه را

خداوندم چقدرتومهربانی

تومی دانی حکایت هست جانی

توبرمن روزی دادی چنانی

چودانم ازتوهست که خانی

احتیاجم درخداوندبودنما

من دعا می کردم روزیم براه

اززمین وآسمان آمد مرا

تانباشم محتاج بی خدا

ازخداپرسم چرانیستم غنی

بی خیالم کردی ازهرمنی

روزیم رامی رسانی میدهی

دردعاهستم همیشه بامنی