گنج عریان · بخش ۵۰ از ۵۱۰
عشق تودرمن چون عسل
شیرین کامم کرد مثل
خواندم قصیده ات باغزل
ازتو شدیم ضرب المثل
روزهاگنگم در سرا
شبهامی جویم تورا
روحت آید قبلگاه
شاد گردم از روزتباه
آنچه روح برمن گفت این سرا
من نوشتم ازتوبودهر نگاه
ازخود چیزی ندارم گفتها
شاخه ای بودم توگل بودی مرا
توشنیدی خداوندم چه برد
آن ردایش قرعه شددشمن برد
اونشان داد آن سرانیست جای لُرد
راهش راعاشقان برما سپرد