گنج عریان · بخش ۵ از ۵۱۰
ازتو من آبی هستم روان
سرچشمه تو هستی ای نشان
درمسیرم میدهی برمن توان
من میدیدم تورا ای مهربان
درارادت هستم هرزمان
گرتوخواهی میروم درزمان
پس چرابرخود بگویم این وآن
من تورامی خواهم ای شبان
تورا دردل پسندیدم
زمانی گریه ات دیدم
تواز دوست می گفتی
کلامت گوهری دیدم
دردلم عشق توفریادم نمود
گفت بامن باش تورا دارم سود
ازمن گو درنوشته یا سرود
نزد من پاداشت بسیار بود