گنج عریان · بخش ۴۹۸ از ۵۱۰
اوکه آوردمارادرجهان
میداند چقدرداریم زمان
بااوهستیم دراین خان
یابادیده سیریم درجهان
وقتی بادل دعایم
درروحهش گوایم
خوانم زدل بهایم
عیسی خدا خدایم
بامن بمان شاه من
بی توخراب زندگی
بینم روحهادرمنست
دورم کن ازبندگی
درمنی باهرکلامت
قصه سازی زکامت
پرکنی درمن شرابت
زنده باشم تاقیامت