گنج عریان · بخش ۴۸۹ از ۵۱۰
ماحاصل امیدیم
ازشب مارسیدیم
وقتی گذرنمودیم
ماروزرادیدیم
درماهست خدایم
آن شهدپربهایم
باورکن تورایم
ازاوهست ندایم
ماهستیم خدا زاد
فریاداوست فریاد
براونگرهریاد
ازاوهست این نهاد
زنده هست خدایم
ازاوهست ندایم
جزاونخواه فدایم
دردوزخی گوایم