گنج عریان · بخش ۴۸۰ از ۵۱۰
گرچه من کوروکرم دراین سرا
دل برتوبستم نگاهم هست تورا
بازدلم پرهست زاشگ وناله ها
ازتومی پرسم گناهی هست مرا
ماخفتگان درخموش
فریادداریم ازنقوش
تاکی آریم ما خروش
باورنکردیم آن سروش
هرکسی خواندخدارازدل
اومی داند درروح هست دل
اوباماهست درهرمحفل
عاشق اورابیند باچشم دل
هرلحظه دردعاباش نزداو
اوتورامی بیند درانبوه
می داند چه میگوئی به او
رازدل براوعیانست غم مجو