گنج عریان · بخش ۴۷۷ از ۵۱۰
عاقلان درراه نیستند باخدا
چون درخوددارندهرنگاه
ساده دلها رسیدن برخدا
چونکه باورکردن اوهست خدا
دوستان گاهی مراخارم کنید
شاید درخود بیدارم کنید
تا بدانم شرح قصه ام درکجاست
ازاوخواهید تیمارم کنید
قصه راپنهان مکن ازقصه گو
اومی دانددردت رانکو
بهترنیست بگویم به او
تاگذاریم بارخود بردوش او
هرکسی آمد گفت ازقصه گو
لیک دراعمالش خفته بود
قصه گومیدانست اوکه بود
مرده بازنده بازی می نمود