گنج عریان · بخش ۴۶۷ از ۵۱۰
دوستان ما آمدیم دراین جهان
تاشویم ازاودراینجاامتحان
انتخاب اوست درمااین نشان
گررسیم اوهست همه مقصودمان
هرچه می گفت ازروح فرمان شدم
درایمانم بااوپیمان شدم
بااوبودم من چون خان شدم
دراسرارش من شبان شدم
دیوانگان ازما نییند
ماخود یک دیوانیم
بیرون کنیم جان رازخود
ازاوما پیمانیم
ما درخود آزادیم
گاهی دل یاد آریم
ازجان حکم برآریم
درخداجائی نداریم