| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۴۶۵ از ۵۱۰

465

هرکسی گوید سخن ازمن به من

هیچ کس داورنباشد پیش من

قبل ازآنکه توآئی نزد من

تونگاه کردی چه داری زمن

مرادرخاک مرده نزارید

خداوند آتش هست براوسپارید

خودش درمن هست چون نگارید

ازاوشعله کشم براوگذارید

دردردم تنها هستم هنوز

کس نمی بیند مراجزآن دوست

دردعا گویم سخن هرروز

تونشانم داده ای آنجا نکوست

دردجسمم نیست درمن نگاه

می سوزم آشنایانم زراه

ازتومی گویند سخن درهرنگاه

درخود هستند نمی بینند تورا