گنج عریان · بخش ۴۵۳ از ۵۱۰
اگرخواهرم تن فروشه
برای بچه هاش خرجی بدوشه
نخواسته بچه هاش گرسنه باشه
بجرم چی اعدامش نقوشه
نکن کاری فرود آید توراکین
محبت پیش کن درتوست آمین
نکن بادوستان بازی خوبین
چراشرمنده گردی توزآئین
سیر ازگرسنه یادش نیست
سواره باپیاده همراه نیست
باخدا درخدا رسوائیست
شیطان درجستجو انسان کیست
من ندارم هیچ آئین خدا
درمحبت هستم بی ریا
گوئید برمن گنهکارم برا
یاخدایم دوست می دارد مرا