| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۴۲ از ۵۱۰

42

راستی توئی برام خدا

بی ریا وبیصدا

خودت راکردی فدا

فقط بگی عاشقی راه

خونت گواه دل من

پاک شدم ازتومن

چطور بگم عشق من

خدا توهستی برای من

 وصف توهست حرف دلم

ندیده عاشقت منم

ازچی بگم ازکی بگم

تو حاضری دردلم

همه بااو یکی بشیم

اگرمیخواهیم بینا بشیم

بااو دردل مأوا بشیم

با روحش ندابشیم