گنج عریان · بخش ۴۱۰ از ۵۱۰
روح خداست درعاشقان
باورکردند آن توان
بااوهستند هرزمان
دارند ازاوهردم نشان
ازاو گویم سخن
دل میلرزد چنان
روح القدس هست درمکان
شادیم ما ازآن توان
این سراارزش نداردآدما
پس چرابیهوده می کوشی فنا
هیچکس دیده نبرد درآن سرا
نادیده داورهست تا بقا
قصه گویان همه دربند گناه
کس نفهمید که اوست مقصد وراه
بی خبر ازهمه عالم چوسیاه
با خود بودن چو گُرُدوسپاه