| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۳۹۸ از ۵۱۰

398

بارها پرسند مرااین فتنه ها

گربه دنیا آئی تازه براه

باز میگوئی مسیح هست خدا

اونمیداند چه هست درمن بهاء

بارها گفتم گویم بارها

او درمن هست میگوید مرا

ترس وغصه ندارم ازچرا

بااوهستم نییم درخود نگاه

ای عزیزان من هم مثل شما

درتکاپو بودم دراین سرا

تارسید آن روز موعد مرا

گفت برمن بامن باش وبیا

من که میدانم اینجاچیست

اینجا درحق محل پاکیست

لحظه ای هستیم دراینجا نوبتیست

تارسیم براو میدانیم کیست