گنج عریان · بخش ۳۹۳ از ۵۱۰
مگر من جزتومأوادارم
توهستی درمن برقرارم
بگوعاشق بمن خدمتگزارم
ویا دورم هنوز درانتظارم
به عشقت تاابد دل می سپارم
باروحت همدلم دراین گذارم
گه درنور گه شادیست بارم
مراهرچه دهندازتوست نگارم
به لذتهای دنیا دل نبندید
اگرباورشوید اوراپسندید
سخنهای زیاد ازاوشنیدید
فریب چشم رادرخود بخندید
توراباعشق بردل می سپارم
گناههکاریی بودم درگذارم
رسیدم برتو ای عشق ونگارم
چو می دانم زتو گنجها دارم