گنج عریان · بخش ۳۹۰ از ۵۱۰
هرچه اومیخواهد آن میشود
او میداند چه وقت باید شود
بهترنیست شکرگویم آن شود
تابگیریم خودبدست گم شود
خدایم درخداوندم امین است
چنین فرزند ازروح یقین است
فرستاده زخود آئین چنین است
به اودلبندید ایمان دین است
گفتم نظاره می کنم
برخود اشاره می کنم
شاید گریزانم زخود
برخود چاره می کنم
درخود داشتم هرغبار
او آمد درمن قرار
پاکم کرد دراین مزار
برمن شد این افتخار