| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۳۸۵ از ۵۱۰

385

تازمانی خلقت هست رها

ما آزادیم دراین سرا

داوریی برماهست ازخدا

توچه کردی برایم آن سرا

من خدایم رانفروختم به کس

عاشقش هستم با دل ونفس

داوریی درمن مرده زکس

چون خدایم می شناسد هرکس

پول برای زندگیست

نه زندگی برای پول

باوردرایمان آرامش است

درسپاس وشکرم ای مه لقا

تا زمانی زنده ام جویم تورا

وقتی آیم می دانم آن سرا

باتو من هستم همیشه ای خدا