گنج عریان · بخش ۳۷ از ۵۱۰
این سرانیست سرای زندگان
مرده ها داریم ما اطرافمان
اینجا هستیم موقت درزمان
داوری گردیم مادرآن مکان
خوب وبد درما هست نهان
ما هستیم درخودداریم نشان
آن که میجوید اورا درامان
آنکه جان خواهد رودباشیطان
من جزای مردگان رادیده ام
بر خود فریاد زدم من کیم
او خندید بر من گفت خاکیم
من تورا باخون خریدم شاکیم
قسمتم این بود توآئی دربرم
درآغوشت گیرم سرورم
درکلامت گوهرهست دوروبرم
ازهرگوهرگنجی می برم