| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۳۶۶ از ۵۱۰

366

تومی دانی دلم بی توچیست

بی تولحظه هادرخود گریست

توبکش دست نوازش بهرزیست

یادورم کن زمانی باتونیست

بعضی ترس دارند ازتوراه

من تو راعاشقم ای مه لقا

روح تودرمن می جوشدخدا

کی جداخواهی کردجسم مرا

ما درخدا پیمانه ایم

باعیسی درخانه ایم

درعهدش گرمانده ایم

بااو فرزند خوانده ایم

هرکه راه حق جوید درخدا

درعیساست عاشقان این ندا

جزاو درمانیست هیچ بنا

فیض اودرماست داریم بها