| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۳۶۰ از ۵۱۰

360

تو نمیگذاری من تنها شوم

همدم وهمیاره گرکها شوم

باروح آئی من پروا شوم

درنامت همچو دریا شوم

خیال نکن توتنها

راهی شدی دراینجا

خداست باتوهمراه

بادل صدا کن اورا

گفتم زبانم توئی

روح القدس رامیدهی

باماسخنها گفته ائی

نا باوریم توزنده ائی

هیچکس مرا آگاه نکرد

شهوت جانم مرا درخود فکند

فریاد آوردم تاریک هست بند

روشنی آمد مراازمن کِند