| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۳۵۸ از ۵۱۰

358

تورادرخود بینم پادشاهم

زروح ازتوشادی خواهم

امیدم باتومن بی گناهم

رسیدم مقصد درتوپناهم

به صوت دل صدایت می نمایم

زتوخواهم شوم برتوندایم

نمی دانم چراافتاده پایم

مراپرکردی ازروح باتوایم

کلام عشق راتفسیر کردی

دیارعاشقان آماده کردی

توبخشیدی گناه درما چه کردی

فقط ازفیضت بود هرچه کردی

درمن آدم چه دیدی

انتخابم توکردی

 توگناهم بخشیدی

باخون من راخریدی