گنج عریان · بخش ۳۵۶ از ۵۱۰
درنامش شدیم براه
ازاوبودیم یک بنا
دردل باهم یکصدا
جزاونداریم ما خدا
تمام عشق من اینه
که باشم باتواین خونه
بگم ازتوبه هربونه
صفائی دل مهمونه
منوتوهرگناه دیدی
راستی چطوررازی شدی
بگی عاشقم بودی
برام توبدارشدی
هرچی بگم ازعشق تو
خیلی کوچیکه پیش تو
کسی که جون داده به تو
وعده نمود کشتن تو