گنج عریان · بخش ۳۳۲ از ۵۱۰
تاتوانی بادل همراه شو
دیده راازخود برون کن خرنشو
هرکسی گوید توخوبی غرمشو
داوربیند تورا فرنشو
توشنیدی آنکه اندوزد زیاد
درخود غرنشد درهرنهاد
بخشید دراین سرای پرفساد
ازخود نامی دراین دنیا نهاد
دل راآئینه کن دراین سرا
دیده کورهست عاقبت افتی زپا
شهوت جان میشود درتوخدا
مردگان گویند توهستی رسم وراه
من شنیدم بی خدایان گفته اند
راه ورسم زندگی آموخته اند
درخودخود رابه جان دوخته اند
ازخدا سودی ندارند باخته اند