| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۳۱۳ از ۵۱۰

313

من ندارم ازدیارخود نشان

دوستان اینجا نیست مقصد مکان

اوست برما پادشاه آن جهان

دردل ایمان توست بااوبمان

من هنوز درتو دارم نگاه

خسسته ام از بازی آدما

گاهی دردل میخواهند تورا

گاهی خنجر زند هرآشنا

من تورادارم ندارم هیچ گناه

هردم این دل هست دردعا

گر تومی بینی لباسم درگناه

روح راآزاد کن ازجسم ما

من به توامید دارم این سرا

نا امیدم مکن ای مه لقا

جزتوبرکه کنم سجده دعا

وقتی میدانم توهستی خدا