| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۳۱۴ از ۵۱۰

314

دردلم شوره توعاشق براه

باتوهستم دارم نجوها

جزتومن هیچکس ندارم آشنا

تو آنجائی من اینجا چرا

هرچه گفتم درتوبودم نگاه

وقتی دیدم می خندی مرا

فهمیدم باتوهستم براه

ای خداوندم خداوندم خدا

هیچکس دلخوش نیست ازاین جهان

درستیزهست دشمن درروان

اوکه شهوت دارد درجان

خوش هست باشیطان این زمان

بعد مرگم عاشقان شادی کنید

گریه گردارید به حال خودکنید

چون دراین دنیا ستیز باجان کنید

بشکنید خودرا دل درمان کنید