گنج عریان · بخش ۳۱۱ از ۵۱۰
مراباعشق دل مأوانمودی
خسی بودم مرادریانمودی
منه گم گشته رادل راه نمودی
توباعشقت محبتها نمودی
ازپس آن پرده میگویم سخن
گوش گیرید عاشقان درانجمن
درخداوند باشید باورچومن
گرنخواهی روبسوی اهریمن
درخداوندی گناه خود مجو
اوشسته پاک هستی نزد او
باورت باشد اوتنهاست نکو
باروحش درتوهست گفتگو
ما همه باوران باوریم
هرچه داریم ازخودما بگذریم
اورادردل داریم می بریم
گنجیست اوپربها ما گوهریم