| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۲۷۶ از ۵۱۰

276

تودیدی خداوندم چه شد

باهمه عشقش بدارآویخته شد

تامنو تو بمیریم درخود

باخونش فقط دل زنده شد

ماعاشقان این رهیم

درباورش جان میدهیم

اومیداند ماچه ایم

درانتخابش مانده ایم

زبان رادرخداوندهم صدا کن

بسوزان دیده راازخود رها کن

توگرخواهی رسی خود رافداکن

زبان دل رابرخود بنا کن

مانکردیم انتخابش عاشقان

انتخاب اوبود درمانشان

بهترنیست دل دهیم براین شبان

ماهم آیم به جمع کاروان