گنج عریان · بخش ۲۶۴ از ۵۱۰
ای عاشقان اوهست خدا
دردل نگیر جز اوثنا
اوکُشته شد بهرما
تامارسیم برانتها
می نویسم ریشه ایست درجان من
بی اوهیچم ندارم هیچ سخن
گراودرما نباشد عاشقان
مردگانی هستیم دراین لجن
اول او بود ما راخرید
درما روح القدس رادمید
ماشدیم نوزادئی تازه رسید
باما او بود شدیم فرید
عاشقان جز اونداریم هیچ نامی دگر
ازخود باید گذشت اورا نگر
تارسیم مقصود مقصد نیست نظر
عاشقان دردل جوید آن گوهر