گنج عریان · بخش ۲۶۵ از ۵۱۰
کس مارادرخود نداشت
سختی رسید وا گذاشت
اوبود ماراتنها نزاشت
بارغمها بردوش داشت
ای عاشقان دراین سرا
ما نیستیم تنها براه
بااو هستیم هرکجا
اوهست باماهرنگاه
گاهی رسیم برتارمو
پاره نمی گردیم ازاو
وقتی شدیم باوردراو
اوهست پناهگاهی چو کوه
روح بد می آید ناباوریم
باخود سختیها می بریم
وقتی بااو هستیم شادی بریم
بارما بردوش اوست اختریم