گنج عریان · بخش ۲۶۳ از ۵۱۰
آنچه بد کردند دیگران تومکن
باخداباش درخداباش هرزمان
بااو گو رازهایت درنهان
او شناسد تورادرهرمکان
او میخواهد توسربازش شوئی
بادل وجانت هم راز ش شوئی
اوجان دادازگناه توپاک شوئی
اوپاک هست توهم بااوشوئی
مادرخداوند چون نگین
انگشتریم درزمین
بینند تمام اجنبین
چون ما نمی گویم زکین
ای عاشقان اوهست خدا
برخود بگیریم این ندا
خواهیم رسید روزی سماء
بااوبگوئیم قصه ها