| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۲۶۰ از ۵۱۰

260

دنبال من هرگز نیا

من هم سفیرم درخدا

اوهست خداوند خدا

دراوما داریم بقا

هرکس منم ازمن زند

تیش به ریشه می زند

درجان دل را می کِند

اورازخود پس می زند

ما گرغلام اوشدیم

درنامش وارث شدیم

دانی که ارث برشدیم

بااو برادرما شدیم 

مادرخدا برابریم

چون دل به عشق داده ایم

هم سیرتش چون گوهریم

باروح او یک مهتریم