| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۲۵۹ از ۵۱۰

259

مائیم دراین گرداب خس

بیهوده می چرخیم زنفس

 بینیم همه درهوس

ازاونخواستیم توبرس

بین این سرا ویرانیست

هرآدمی اینجا خداست

روحهای بددراین سراست

گوید منم برتوخداست

یک لحظه بیداریست

دانیم دراینجا چیست

بیهوده می جوئیم چو مست

هیچ وقت نپرسیدیم کی هست

من نگفتم قصه ازرازیی نهان

آشکارهست سّرپیش عاشقان

آنهائی دل دادن به خان

می دانند سّرهای پرتوان