گنج عریان · بخش ۲۴۹ از ۵۱۰
باگناه دیگران همدل مشو
داورم پیش توست داورمشو
دل به اوبسپارازخوددورشو
هرچه می بینی توخاموش شو
بادعا رفتم رسیدم برخدا
بااو همراه شدم درسماء
وقتی دیدم اسرار پادشاه
تازه فهمیدم کجاهستم کجا
فیض تودرمن مراشادی دهد
روح تودرمن هردم می دمد
من شدم ناقوس عشقت درکمند
تو تکانم ده صدا آرم به چند
من خاری بودم دراین سرا
توصدایم کردی عاشق بیا
باتومن گشتم شدم ازانبیا
من هنوزخارم توکردئیم بنا