گنج عریان · بخش ۲۴۷ از ۵۱۰
گرچه طوفانست محرابم توئی
قبلگاهم دلارامم توئی
چون روم بستردرخوابم توئی
گوئی برمن آرامم توئی
مردگان هم زندگانی می کنند
درتلاشند جان فشانی می کنند
گاهی خودرا نشانی می کنند
عاقبت خودرافانی می کنند
من درایمان گویم اوراه راست
درخود هیچم اودرماخداست
دل سپاریم اوبرما راهنماست
عاشقان بااوهستیم دل پناست
من نکردم انتخابش درسرا
اوگفت برما بیائید عاشقا
می توانم دل بردارم زراه
درراه خود شوم شیطان نما