| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۲۴۱ از ۵۱۰

241

ای خدایم درتودارم پناه

من گنهکارم هنوز درتوراه

برمن بخشا خطا هادرگناه

قدرتی درمن نیست مثل کاه

ماگناه دیگران داریم به دوش

خودکردیم درخود هستیم خموش

هرکسی گوید گناهکاریم خروش

خود دانیم چه کردیم دوش بدوش

اگرعشق راقبول داری

وعده اش هست بیداری

چرادردل نمی کاری

رها گردی ازاین زاری

من به فریادش فریادم هنوز

تازمانی زنده ام درآن  فروز

وقتی مُردم یادم آرید چوروز

روح خدمت بااو دارم هنوز