گنج عریان · بخش ۲۴۰ از ۵۱۰
مادلی عاشق سپردیم برخدا
او میداند تمام قصه را
درتلاش خود نجوید راه را
او کرده انتخاب مارا
مادرامروزیم چرا فرداکنیم
عشق دل رابیش ازاین رسواکنیم
بهتر نیست دل گوید آن کنیم
برخداوند حضور توبه کنیم
او برصلیب دادجان خود
مانشناختیم خود زخود
ازاو می گویم به خود
بااو شدیم همراه خود
ماگناه خود نمی بینم چرا
درقضاوت حاذقیم دراین سرا
مانشستیم هرروز جای خدا
بعد می گویم گناهی نیست مرا