| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۲۲۵ از ۵۱۰

225

بی تو من درگناه

بیچاره ام دراین سرا

دانی تو دردم ای خدا

درمن بیا درمان نما

من شتابان مرگ گریزانست مرا

عاشقم درمن نگهبانست مرا

وقت خیزش اورحمانست مرا

نور اودرحق تابانست مرا

من کجایم درمیان عاشقان

می خوانیم درروح ازاوچنان

گفته بود بادل بیاید نزدمان

خواهید دید مرادربیکران

اوصدایش آشناست برکسان

داده اندجان ودل برآن توان

می شناسد درنام این عاشقان

می گوید با منی آرام جان