| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۲۰۴ از ۵۱۰

204

دیدنیها دیدم دراین قفس

دل رادورکردم ازهوس

 تابدست آرم آن شهد نفس

بااو تنها بمانم نه کس

بُت پرستان باخدا درستیز

خودرا بالا نهادن تمیز

افتاده شوند چون آن عزیز

باخدا هستی غرورت رابریز

محبت درخدا کلامست

توراعاشق نموده تمامست

چرابرخود نمیگیری قیامست

دل وجانت بر عاشق کامست

خدا مارابرای خود گزیده

به ماپاکی داد درنفس دیده

که ماغالب شویم ازآن رسیده

به سیرت چون اوباشیم سپیده