گنج عریان · بخش ۲۰۳ از ۵۱۰
هردم مرا می زنند
شاید مرا بشکنند
ایمان زمن بیرون کنند
ازعشقم بی خبرند
راه خدا تنها یکیست
جزاو برما راه نیست
نام عیسی چون دریست
درخونش پاکیست
وای ازآن روزی
فریب گیردگریبان تورا
توخواهی دیدعذابی
آنچه بود درقصه ها
زندگی شمعیست درقضا
تابخودآئی تمامست لذتها
بهترنیست دل دهی برخدا
بامحبت برتو میگوید بیا