| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۲۰۳ از ۵۱۰

203

هردم مرا می زنند

شاید مرا  بشکنند

ایمان زمن بیرون کنند

ازعشقم بی خبرند

راه خدا تنها یکیست

جزاو برما راه نیست

نام عیسی چون دریست

درخونش پاکیست

وای ازآن روزی

فریب گیردگریبان تورا

توخواهی دیدعذابی

آنچه بود درقصه ها

زندگی شمعیست درقضا

تابخودآئی تمامست لذتها

بهترنیست دل دهی برخدا

بامحبت برتو میگوید بیا