| تهران --°
20px
گنج عریان · بخش ۲۰ از ۵۱۰

20

من دلم میسوزد درهرنگاه

آدمها درگناهند درگناه

لحظه ای برخودآئیدآن گواه

می بیند مارا درهر نگاه

ای آدم خدا با توهست

اوتو رامیخواندای دوست

ازخدادوری مکن اونکوست

بادلت صبحت نمااوروبروست

ما آزادیم درانتخاب

درگناه باشیم یاثواب

آن یکی ما رابرد درعذاب

این یکی ما را رساند بررباب

وقتی خدا با توهست

فریاد تودارد نفس

با اوبگو دراین قفس

اوهست تنها داد رس