گنج عریان · بخش ۱۹۸ از ۵۱۰
باعشق دل راه توام
سختیها ست جان می کِنم
وقتی تورا باورکنم
مرهم شوی درتومنم
فیضت شده درما عیان
ای عاشقان اینست توان
برخود بگیرید چنان
باورکنید این عشقمان
بااو شدم روبرو
فیضش مراپرکردزروح
دیدم گناهم هرسو
ازمن رهاکردآن نکو
فیض صلیبش خون نماست
ای عاشقان این نداست
ازاوجدا گردیم فناست
بااو باشیم پربهاست