گنج عریان · بخش ۱۸۹ از ۵۱۰
خدا روح خود ازماگرفت
زندگی ما رها شد درخرفت
چون خداوندروحی تازه سرشت
درما گردد سیرت نیست زشت
درخدا بودن سخن اندیشه نیست
باالهام درروح دل هست نوید
بااو باشیم سخن برما رسید
درکلام عشق سّرها هست مزید
آنکه مارا برای خودگزید
ماتنها نیستیم اوهست مزید
دراوداریم همیشه ماامید
نگسلیم ازاوباشیم ماسپید
کتاب عشق من برتوهمینه
نهادم ازبرایت درزمینه
بخوان باروح هم عجینه
کلامم کامل وآخرینه