گنج عریان · بخش ۱۸۵ از ۵۱۰
آنکه میجوید مقصد آن سرا
گیج وگنگ مقصود نیست درنگاه
مقصود باید شود راهنما
تارسیم بر مقصد پادشاه
باشریعت کس نشد درآن سرا
چون شریعت دورکند ازماگناه
پس کجاهست جایگاه خدا
اودلی تازه می خواد زما
خون حیوان پاک نکرد هیچ گناه
تونگاه کن تهی دستان براه
باخون اوشدیم پاک راه
وعده بود برما بیاید قبلگاه
کس نفهمید میلادش چه بود
بهرچه آمد ورازش چه بود
خلقت رازیست خداوند گفته بود
بی او باشی سخن آشفته بود