گنج عریان · بخش ۱۷۹ از ۵۱۰
هرکسی پاداش خودخواهد گرفت
این حکایت برقرارهست ازنخست
تو به فکرخودنباش پاداش اوست
او میداند چه شد درتو دوست
مادرایمان درتوباورشدیم
درجان ودل زتوطاهرشدیم
مابه نام توزدل اختر شدیم
درخدمت بودیم مهترشدیم
درمرام مامجو راه خدا
خودپرستیم مادراندیشه ها
توبدنبالش برو براونگاه
روح اوهست درما راهنما
مادرایمان چو میگویم خدا
اودرماحاضرهست چون راهنما
دل را آئینه کن اورانگاه
درروحش باتومیگوید چه ها